از فلسفه غرب به بن‌بست رسیدم و روی به خدا آوردم

خبرگزاری فارس- گروه اندیشه: اسدالله رحمان‌زاده استاد ایرانی مقیم امریکا -در کانترا کاستا کالج در کالیفرنیا- در نامه خود به دکتر نصرالله حکمت-استاد فلسفه دانشگاه شهید بهشتی- از تحول معرفتی و وجودی خود خبر داد. وی این نامه را در اختیار خبرنگار گروه اندیشه فارس قرار داده است. در ابتدای این نامه، دکتر رحمانزاده نوشته است:

سلام بر دکتر حکمت عزیز، استاد گرامی

بحثهای ایمان پیشافلسفی شما را من زندگی کردم، که از بی‌ایمانی و رسیدن به بن بست فلسفی، و پس برهان خلف reductio ad absurdum فلسفه غرب، از سر عجز و نیاز روی به خداوند آوردم.

ایمان به او شاکله مفهومی و جسمی مرا از هم گسیخت و از نو ساخت. من جسماً و روحاً وارد وادی ای شدم که تا ۵۰ سالگی تجربه نکرده بودم. حتی باور نداشتم که ممکن است وجود داشته باشد. پس از تجربه این ایمان، درک من از حدود روحی-جسمی (توجه کنید که این تغییر، جسمی و محسوس هست) انسان تغییر کرد. این را غیر ممکن یافتم که بشود به تفکر فلسفی سکولار خویش ادامه دهم و ایمان به خداوند را از نظر وجودشناختی، شناخت شناختی، پدیدار شناسی، و اخلاق، به اصطلاح، در پرانتز بگذارم. به این نتیجه رسیدم که بدون وجود خداوند، به معنای سرمنشاء وجود و پرستش، حقیقتی در عرصه فلسفه و وجود بشری نمی تواند باشد. بدینگونه تمام علم و فلسفه جز پاره ای ظن و گمان و ساختن خانه های شنی نیست.

مشروح نامه مذکور را در اینجا    ببینید.

انتهای پیام/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *